حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

مقدمه 63

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

نزد شاه بردند شاه كوروش را طلبيد و از جرئت و جلاوت او در حيرت شد . پس از تحقيقات معلوم كرد كه اين پسر نوه اوست ظاهرا از اين قضيّه خوشنود شد ولى بعد كوروش را با مادرش بپارس فرستاد و وزيرى را كه غفلت در امر شاه كرده بود سياست نمود بدين ترتيب كه در نهان امر كرد پسر او را كشتند و از گوشت او در ميهمانى به پدر خوراند و دست و پاى پسر مقتول را در ظرفى به او نشان داد كوروش در ولايت خود بآموختن اسب‌سوارى و تيراندازى پرداخت تا برشد رسيد و طوايف پارس را متّحد نموده بر شاه ماد قيام نمود كار بجنگ كشيد و در وهلهء اولى كوروش شكست خورد و ليكن مأيوس نشده بر جدّ خود افزود تا آنكه شاه ماد بسركردگى همان وزيرى كه سياست كرده بود لشگرى براى دفع كوروش فرستاد و وزير مزبور موقع را مغتنم ديد كه آشكارا به طرف كوروش رفته انتقام پسر خود را از شاه ماد بكشد بعد از اينواقعه كوروش قوى شد و عدّه‌اى از طوايف كه در تحت تسلّط ماد بودند به طرف او رفتند بالاخره خود ايخ‌توويگو با قشونى بپارس به قصد كوروش عزيمت نمود و در نزديكى پاسارگاد « 1 » جنگ سختى روى داد كه كوروش فاتح و او اسير گرديد . حكايت مزبور اگرچه آميخته بافسانه است ولى باز به خوبى مىرساند كه پارسىها و بلكه مادىها هم از شاه ماد ناراضى بوده‌اند و در سقوط ماد كمك‌هائى از طرف آنها بكوروش شده و كوروش طوايف پارس را متّحد نموده نبونيد پادشاه بابل اينواقعه را چنين نوشته : « او « 2 » قشونى جمع كرده بجنگ كوروش رفت و ليكن لشگر او ياغى شد و ايخ‌توويگو را گرفته تسليم كوروش نمود پس از آن كوروش همدان را تسخير كرد طلا و نقره و ثروت زياد بتصرّف

--> ( 1 ) - پاىتخت دولت پارس قبل از داريوش بزرك بوده اين محل را اكنون مشهد مرغاب نامند . ( 2 ) - يعنى شاه ماد